پاییز و صدای "سیاوش" قشنگ ترین ترکیب دنیاست... - تاریخ: 1396/8/20 ساعت: 18:45
[unable to retrieve full-text content]بی تو زیر آسمونی که یک بند میباره... . . . اولین بارون پاییزی  
با حس رهایی... - تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 19:36
یک روزهایی هم هست که باید ثبت بشه مثل روز دفاع... + نگاشته شده در تاریخ:: چهارشنبه ۱۳۹۶/۰۶/۲۹ به دستِ پُرتوان و لبِ خندانِ متولد ماه تیر |
پاییز و صدای "سیاوش" قشنگ ترین ترکیب دنیاست... - تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 19:36
[unable to retrieve full-text content]بی تو زیر آسمونی که یک بند میباره... . . . اولین بارون پاییزی xa0
اولین "هفت تیر" کنار هم... - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 20:21
اینقدر کم پیش میاد کنار هم باشیم که بعد ازxa0سه سال هنوز داریم اولین ها رو تجربه میکنیم... مثلا اولین سینمایی که در یکی از شب های ماه رمضون با هم رفتیم، یا اولین باری که روز تولدم کنارم بود...
یک لیوان شربت پُر از یخ وسط گرما ماه تیر - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 20:21
حالِ بعضی دوستی ها مثل خوردن یک لیوان شربت پُر از یخ وسط گرما ماه تیر هستشن. اون روزها که از قسمت "وبلاگ دوستان" وارد وبلاگ هاشون میشدم و کامنت میذاشتم و خط به خط پست هاشونو با عشق میخوندم فکر نمیکردم روزی که بلاگستان اونقدر سوت و کور بشه که خیلی ها درِ وبلاگ هاشونو تخته کنن و برن باز هم این دوستی ب...
پاییز... - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 20:21
این روزها بی نهایت برام حساس و نفس گیر هستش. برای هر ثانیه ش برنامه نوشتم و کم میخوابم باورم نمیشه دارم به خطوط آخر پایان نامه میرسم. از تصور روز دفاع نفسم بند میاد.هرچقدر هم که بیشتر به آخر هاش نزدیک میشم بیشتر دچار این حس میشم که نکنه همه چی غلط باشه:///// بدتر از تصور روز دفاع تصور پاییز پیش رو ه...
اتفاقات ناگهانی - تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 7:19
تا حالا شده برای رفتن به جایی کلی برنامه ریخته باشید و ناگهااااااان در اثر یک اتفاق برنامه تون زیر و رو بشه؟ سه شنبه(96/5/17) برای شب برنامه ریخته بودیم که بریم نزدیک ترین پارک و برای شام هم قرار بر سالاد الویه شد. وقتی همه رسیدن داشتیم میرفتیم که به هم بپیوندیم یه دفعه یکی از جمع مون از هفت تا پله
یک لیوان شربت پُر از یخ وسط گرما ماه تیر - تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 0:06
حالِ بعضی دوستی ها مثل خوردن یک لیوان شربت پُر از یخ وسط گرما ماه تیر هستشن. اون روزها که از قسمت "وبلاگ دوستان" وارد وبلاگ هاشون میشدم و کامنت میذاشتم و خط به خط پست هاشونو با عشق میخوندم فکر نمیکردم روزی که بلاگستان اونقدر سوت و کور بشه که خیلی ها درِ وبلاگ هاشونو تخته کنن و برن باز هم این دوستی ب
کار... - تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 0:06
اولین باری که کار کردم و از اون کار درآمد به دست آوردمxa0سال 92 بود فکر میکنم که به واسطهxa0دوست خوبم اردیبهشتی بود میرفتیم مدرسه منظومه خرد . واقعا اینقدر این کار با وجود این که خیلی کم بود برام حس خوبی داشت که از اون به بعد هر وقت از جلوی اون مدرسه رد شدم لبخند به لبم اومد. حالا این روزها با وجود ...
شب های دربند - تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 0:06
بعضی از جاها هست که باید هم روز هاشxa0رو تجربه کرد هم شب هاش... شنبه(96/5/14) که تعطیل شد دست کمی از غروب جمعه نداشت برام. رفتیم پاساژ گردی بلکه دور دوری کرده باشیم که یکدفعه از اونجا خودمون رو وسط میدون تجریش یافتیم که داریم ماشین میگیریم بریم دربند تاکسی نبود و مجبور شدیم سوار شخصی بشیم ولی وقتی خ...
نبخشید - تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 6:51
یکی از زهرِ ماری ترین سفرهایی که در طول زندگیم رفتم سفرِ مشهد سال 92 بود. نمیتونم حتی یک ثانیه ش هم توصیف کنم چون هر صدم ثانیه ش عذاب بود اون هم با همسفرهایی که گاهی نیش زبون شون از زهرِ مار کُشنده تر میشد و از همون به بعد بود که از سفر دست جمعی متنفر شدم. هرچند بازهم سفر دسته جمعی رفتیم ولی دیگه از
به استقبال رمضان... - تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 6:51
میخواستم ماه رمضان مون با یک حس و حال خوب شروع بشه. بررسی کردم ببینم چه چیزی حال م رو خوب میکنه؟ به این نتیجه رسیدم وقتی خونه مثل دسته گل باشه حال من از همیشه بهتر میشه.در همین راستا خونه رو در حد عید تکوندم و خونه دقیقا همون بوی شب عید رو به خودش گرفته و همه چی برق میزنه. حالا با یک حال خوب میریم ک...
تابستان 96 خود را چگونه آغاز کردید؟ - تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 6:51
برای شروع تابستون اولین گامی که برداشتم انجام خونه تکونی بود همون طور که بهار رو با خونه تکونی آغاز میکنیم خونه که مثل دسته گل میشه حال من هم خوب میشه. اقدام بعدی رفتن به آرایشگاه و ایجاد تحولات ظاهری بود برای قدم سوم رفتم تمام میوه های تابستونی رو خریدم و کنار هم گذاشتم داخل یه ظرف تا همون طور که ب
تیر... - تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 6:51
[unable to retrieve full-text content]شب های هجر را گذراندیم و زنده ایم ما را به سخت جانی خود این گمان نبود xa0
بهترین 6 تیر :) - تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 6:51
ماه رمضون که میشه ساعت خواب من به طرز وحشتناکی تغییر میکنه.یعنی کاملاً جای روز و شب تغییر میکنه. حالا توی این وضع واقعا تا دو شب بعد از ماه رمضون داغون شدم. 6تیر ساعت سه نصف شب بیدار شدم و این شکلیxa0xa0به سقف خیره شده بودم دیگه خوابم نمیبرد. تا دید من بیدارم گفت میای بریم بام تهران؟گفتم این وقت شب؟...
اولین "هفت تیر" کنار هم... - تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 6:51
اینقدر کم پیش میاد کنار هم باشیم که بعد ازxa0سه سال هنوز داریم اولین ها رو تجربه میکنیم...مثلا اولین سینمایی که در یکی از شب های ماه رمضون با هم رفتیم، یا اولین باری که روز تولدم کنارم بود...
روز قلم - تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 6:51
14 تیر روز قلم نام گذاری شده.قلب من در روز قلم پُر از یک آرزو بود، اون هم اینکه روزی برسه که منxa0xa0 xa0"نویسنده کتاب های سفرنامه"xa0باشم. اولین باری که شروع به سفر نامه نوشتن کردم تیرماه سال 92 بود که از بدترین سفر زندگیم برگشته بودم. در طول سفر مدام این شعر رو برای خودم میخوندم "من در میان جمع و ...
جامعه آرمانی من... - تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 6:51
جامعه آرمانی ایی که من در ذهنم دارم خیلی پیچیده نیست. آدم های جامعه آرمانی من، روز اولی که بچه ایی پا به دنیا میگذاره وقتی به دیدنشxa0میرن، صحبت از ازدواجش در آیندهxa0و اینکه عروس یا داماد چه کسی باشه نمیکنند.وقتی بچه میرهxa0کلاس اول،ازش نمیپرسن میخواهی چیکاره بشی؟وقتی کنکوری شد دائم از ساعت مطالعه ...
مثلاً شیر موز بدون موز باشه:))))) - تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 6:51
رفته بودیم کافی شاپ، از منو دنبال یه چیزی میگشتیم که با حال اون لحظه مون جور در بیاد. هات چاکلت گزینه انتخابی مون شد که دو نوع بود نوع اولی معمولی بود و نوع دومش که گرونتر هم بودxa0داخل پرانتز نوشته بود به همراه خامه و فندوق و... . ما هم نوع دومش رو سفارش دادیم.بعد از رسیدن سفارش روی هات چاکلت مون م...
بعضی شعرها میره ته قلبم... - تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 6:51
[unable to retrieve full-text content]حیف با اینکه دوستت دارم سهمِ دستانم از تو پرهیز است قسمتم نیستی و این یعنی زندگی واقعاً غم انگیز است... xa0

برچسب‌های مرتبط

سورپرایز شدن | سورپرایز شدم | سورپرایز شدن عروس توسط داماد | سورپرايز شدن عروس | سورپرایز شدن محسن یگانه | سورپرایز شدن عروس | سورپرایز شدن مرتضی پاشایی | سورپرایز شدن داماد | سورپرایز شدن ارسطو | سورپرایز شدم به انگلیسی