ماجرای این روزها...
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 1:46
این روزها... در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «این روزها...» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. جزئیات بیشتر ...
پشت پرده شعرهای قشنگ
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 1:46
شعرهای قشنگ در این گزارش به بررسی کامل «شعرهای قشنگ» میپردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. جزئیات بیشتر ...
افشای جزئیات ...
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 1:46
... در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «...» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. جزئیات بیشتر درباره ...جزئیات بیشتر دربار...
ماجرای 1399
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 1:46
1399 در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «1399» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. جزئیات بیشتر درباره 1399جزئیا...
ماجرای دلتنگ ترین...
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 1:46
دلتنگ ترین... در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «دلتنگ ترین...» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. جزئیات بیشت...
1399
-
تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 20:40
یکسال چقدر عجیب گذشتبهترین روزهای زندگیم با چنان سختی ایی عجین شد که تا عمر دارم هروقت یادش بیفتم چشمام خیس اشک میشه.توی اون مدت خیلی ها از سردی برخورد من رنجیدن درحالی که هیچ کودوم نمیدونستنن من چه دوران سختی رو دارم میگذرونم و نمیتونم اونی که همیشه بودم باشم.دوسال اخیر اسفند ماهش با سخت ترین مشکلا...
دلتنگ ترین...
-
تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 20:40
به روند هرساله سه ماه تابستان و سه ماه آخر سال زندگی مون فکر میکنم، که بیشتر این شش ماه نیستی ! هی کار و کار و کار...تو میشی خسته ترین مرد جهانومن؟ من دلتنگ ترین زن روی کره زمین...Adblock test (Why?)
من ازین روزها میترسم...
-
تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 3:30
روزها و شب های سخت و عجیبی رو میگذرونیم. همه جهان درگیر یک ویروس شده انگار که دکمه puse زندگی رو زندن.xa0اینجا اینطوریه که اگر بیرون بری هرآن ممکنه مبتلا به کرونا بشی ولی خیلی ها هستند که اگر بیرون نباش
مستند روزهایِ کرونایی
-
تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 3:30
سال ها بعد که کرونایی دیگه وجود نداره و خیلی ها این روزها رو فراموش کردن یا اون هایی که این روزها بودن دیگه نیستنxa0اگر فیلم مستندی برای کرونا و این روزهایی که داره به مردم جهان میگذره بسازن تبدیل میشه به ترسناک ترین فیلم سال...
نا آرامی...
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 18:42
یک هفته تَنش،یک هفته التهاب، یک هفته قطعی اینترنت، غم مردم این روزها این شده که دخل و خرجشان هیچ جوری جور در نمیاد...
یک شب خوابیدیم و صبح بیدار شدیم...
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 18:42
یک شب خوابیدیم و صبح بیدار شدیم ضربه نهایی وارد شد...سقوط هواپیما اشتباه خودمان بود،اشتباه شناسایی کردیم و اشتباه زدیم.ده ثانیه فرصت تصمیم گیری بوده برای کسی که شلیک نهایی را کرده، و در این ده ثانیه ت
ولی من قوی تر ازین حرفام...
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 18:42
میدونی...این روزها مدام به خودم میگم کاش این روزهای سخت زودتر بگذره.xa0
#کرونا
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 18:42
اول هر ماه داریم یه بامبول جدید رو تجربه میکنیم. با شروع اسفند اخبار شیوع کرونا اعلام شد و استرس به جوون مردم افتاد... همه نگرانیم، خیلی نگران... مدارس و خوابگاه ها تعطیل شده و احتمال تعطیلی تا آخر اس
روزهای سختی بود...
-
تاریخ: 1398/7/16 ساعت: 19:27
درست یک هفته آخر اسفند که مردم خوشحال بودن از آمدن عید چشمای من گریون بود...
سال نهم
-
تاریخ: 1398/7/16 ساعت: 19:27
نهمین فروردینی هست که در قسمت آرشیو وبلاگم ثبت میشه...xa0
چقدر خوبه که هستید...
-
تاریخ: 1398/7/16 ساعت: 19:27
عید امسال خونه مون شبیه هیچ خونه ایی دم عید نبود. رسما همه چی رو هوا بود و زندگی با خاک یکسان بود... عموها زنگ زدن دارن میایم عید دیدنی گفتیم نهههه زندگی مون داغونه هنوز نچیدیم گفتن نه ما میایم.مثلا اومدن عید دیدنی ولی به محض رسیدنxa0آستین بالا زدن خونه رو ازین رو به اون رو کردن... خونه قبل از اومدن...
هرجا جهان بریم بهت بگم "دوستت دارم"
-
تاریخ: 1398/7/16 ساعت: 19:27
اون روزی که رفته بودیم متین آباد وسط کویر که راه میرفتیم بهش گفتم "دوستت دارم"xa0چند دقیقه گذشت گفتم چه خوب که روزی رسید که وسط کویر هم تونستم بهت بگم "دوستت دارم"به امید اون روزی که رو به روی برجxa0ایفل بهت بگم دوستت دارم❤
مردِ قصه گو کودکی های ما...
-
تاریخ: 1398/7/16 ساعت: 19:27
سی اردیبهشت سال نود و هشت مصادف با چهاردهم رمضان سال هزار و چهارصد و چهلxa0مردی رو از دست دادیم که دلیل شادی دورهمی هامون بود...خیلی از خنده هایی که به لب مون نشست از حرف ها و جوک هاش بود.مرد قصه گوی بچگی هامون...وقتی میگم بریم سرخاک علی آقا خودم از حرفم وحشت میکنم و صدهزار بار تکرار میکنم یعنی دیگه...
هفت تیر...
-
تاریخ: 1398/7/16 ساعت: 19:27
روزی که به دنیا اومدم یه روزِ جمعه بود مثل امروز...روزی که به دنیا اومدم بابام معادل وزنم شیرینی خرید❤
دل کندن...
-
تاریخ: 1398/7/16 ساعت: 19:27
قسمت سخت زندگی اونجاش هست که برای رسیدن به یه هدف گاهی مجبوری از حداقل داشته ت هم دل بکنی...