خرید بک لینک

این روزها حجم خستگیم در هیچ کلمه و واژه و جمله ایی نمیگُنجه؛به محض ای که از راه میرسم نه توان شام خوردن دارم نه باز نگه داشتن پلک هام.شب ها ساعت 9! میخوابم و صبح ساعت هفت به زور بیدار میشم تا برم کلاس ورزش بعد هم برم کار و زندگی برسم.گاهی حس میکنم برای ادامه زندگی نه به آب نیاز دارم نه غذا؛فقط خواااااااب.

برچسب: نویسنده: ابوالفضل قاسمی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:56

صفحه بندی